+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 17:58  توسط امير علي متين
|
|
موسسه فرهنگي و اطلاع رساني تبيان در راستاي ايجاد فضايي سالم جهت استفاده بهينه و مفيد از تکنولوژي روز ( شبکه جهاني ) طي يک هدف گذاري بلند مدت ، اقدام به ارائه پایگاههای اينترنتي اسلامي و فرهنگي از طريق اينترانت رايگان نموده است.
شبکه اينترانت تبيان که طي اين هدف گذاري به « شبکه ملي» تبديل خواهد شد ، به مرور در تمام مراکز استانهاي کشور ، فعال خواهد شد که گستردگي آن تمام پايگاه هاي اسلامي و فرهنگي را در بر خواهد گرفت.
در حال حاضر بيش از 14 استان کشور به سيستم اينترانت سراسري تبيان متصل شده اند که اين روند رو به افزايش مي باشد.
همچنين هم اکنون بيش از 200 پايگاه اينترنتي اسلامي و فرهنگي ، از طريق اينترانت تبيان به صورت رايگان عرضه شده است که بر اين تعداد به مرور زمان افزوده خواهد شد.
در ذيل مشخصات مربوط به مراکز استاني ارائه کننده خدمات « اينترانت » و فهرست پايگاههاي اسلامي و فرهنگي ارائه شده در اين سرويس مشخص شده است.
ضمناً « نام کاربري » و « کلمه عبور» جهت دسترسي به کليه شبکه های استاني اينترانت تبيان ، عبارت " tebyannet " مي باشد |
+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 17:45  توسط امير علي متين
|
 |
پيش بيني وضعيت هواي تهران تا 5 روز آينده |
 | |
|

|
16 \ 8 |
صاف |
شنبه 5 آذر 1384 |
|

|
16 \ 8 |
آفتابي |
يکشنبه 6 آذر 1384 |
|

|
15 \ 7 |
نيمه ابري |
دوشنبه 7 آذر 1384 |
|

|
17 \ 7 |
آفتابي |
سه شنبه 8 آذر 1384 |
|

|
18 \ 7 |
صاف تا کمي ابري |
چهارشنبه 9 آذر 1384 | |
+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 17:43  توسط امير علي متين
|
- چطوري پهلوان؟
¤ اگر موبايلم الان خاموش بود بهتر بودم.
- يعني مزاحمم؟
¤ نه بابا، شوخي بود!
- حالا ناهار چي هست؟
¤ آبگوشت
- تو مثل اينكه رژيمت تغيير نمي كند؟
¤ آبگوشت مدرن ترين غذاي دنياست.
- خيلي ها منتظر بودند بشكند!
¤چي
- ركورد وزنه هاي دو ضربت؟
¤ خيلي ها به اضافه خودم.
- پس چرا نشكست؟
¤ باور كن هواي دوحه خيلي بد بود، نشد.
- گرم بود؟
¤ رطوبت وحشتناكش! حتي وزنه 263 كيلويي را هم بردم بالاي سينه، اما اگر بلندش مي كردم به جاي ركورد، كمرم مي شكست.
- ولي حسابي گل كاشتي!
¤ بنويس در مسابقات بعدي ركورد را هم خواهم شكاند.
- قضيه سرتكان دادنت وقتي وزنه آخر را بردي بالا، چي بود؟
¤ يك چيزي تو مايه هاي رو كم كني!
- روي كي؟!
¤ همان هايي كه فكر مي كردند مي توانند يا اباالفضل پيراهن من را بخرند.
- آلماني ها؟
¤ نه فقط آنها.
- دوحه كه بودي، باز هم به تو پيشنهاد مي دادن؟
¤ تا دلت بخواهد.
- آلماني ها خيلي مطمئن اعلام كرده بودند كه تو براي آنها وزنه خواهي زد؟
¤ آره، خوانده بودم. رئيس فدراسيون شان گفته بود رضازاده در دوحه پيراهن ملي آلمان را به تن خواهد كرد.
- چه جوابي به آنها دادي؟
¤ بي ادبانه اش مي شود : شتر در خواب بيند پنبه دانه!
- مبلغ پيشنهادشان چقدر بود؟
¤ اينقدري بود كه مي توانستم يك جزيره براي خودم بخرم و تا آخر عمرم بخوابم و بخورم.
- البته خارجي ها به تو پول نمي دادند كه بخوري و بخوابي؟
¤ باوركن حاضرند به من پول بدهند كه فقط پيراهن تيم ملي ايران را نپوشم.
- جز آلمان و تركيه، كشور ديگري هم پيشنهاد داده؟
¤ آره، خب چيز عجيبي نيست. همه دنيا دوست دارد مدال طلاي فوق سنگين را داشته باشند اما اين مدال مال ايران است!
- پس يعني هيچ رقمه حاضر به همكاري با آنها نيستي؟
¤ من عشق به ايران و ولايت را با دنيا عوض نمي كنم و به عنوان يك سرباز ايراني با همين عشق وزنه خواهم زد، تا روزي كه توان دارم.
- عكس رهبر را موقع مدال گرفتن، مسئولين تيم بهت دادند يا خودت خواسته بودي؟
¤ از تهران به همه گفته بودم كه من روي سكو عكس آقا را بالاي سر خواهم برد تا همه بفهمند حسين رضازاده سرباز سيدعلي است!
- شنيدي كه تلويزيون قطر چه طوري آن عكس را نشان داد؟
¤ آره، فيلم را ديدم. انگار به فيلمبردارشان سپرده بودند هيكل به اين گنده گي را نشان بده اما از دست هايش بالاتر نرو تا قاب عكس ديده نشود!
- عمدي بود؟
¤ بالاخره به قول خودت برجك عرب ها با خاك يكسان شده بود! حتي من شنيدم براي تماشاي بازي، جا براي ايراني هاي مقيم آنجا هم نگه نداشته بودند.
- اما ايراني توي سالن زياد بود؟
¤ مردم از 3-4 ساعت قبل از شروع رقابت من، آمده بودند و جا گرفته بودند!
- عكس آن تمثال رهبري را هم خودت انتخاب كرده بودي؟
¤ آره، آن عكس كلي ماجرا دارد.
- چه ماجرايي؟
¤ شيرين ترين روز عمر من بود. از نوجواني دوست داشتم كه ايشان را زيارت كنم كه خدا را شكر انجام شد.
- كدام جمله رهبر بيشتر به دلت چسبيد؟
¤ اگر بگويم مي گويي رضازاده چقدر مغرور است!
- قول مي دهم توي دلم بگويم، بگو!
¤ همان لحظه اي كه رهبر گفتند اينكه اين آقا پيشنهاد يك كشور خارجي را نپذيرفته براي ما خيلي ارزش دارد! آن لحظه كل موهاي بدنم سيخ شده بود.
- وزنه بعدي ات چند كيلويي خواهد بود؟
¤ ان شاءالله در پكن ركورد جديد ثبت خواهم كرد و روزي هم 500 را خواهم زد.
- قشنگ ترين شعري كه تا حالا شنيدي؟
¤ بين همه عشقاي دنيا، عشق است اباالفضل!
- مي گن ماتيز خريدي؟!
¤ آخه خوش انصاف، من توي ماتيز جا مي شوم؟!
- چي سوار مي شوي؟
¤ از همين ژيان جديدها سوار مي شوم، ولي باور كن سؤال قبلي تو يكجور فحش به ماتيز است!
- پهلوان پهلوانان و قوي ترين مرد جهان بودن چه مزه اي است؟
¤ قوي ترين مرد جهان بودن مزه اش مزه تمام خوشي هاي دنياست اما پهلوان بودن مزه حقير بودن مي دهد در برابر نام و مرامي مثل اباالفضل!
- حالا روي هم رفته چه مي شود؟
¤ وقتي همه دنيا به تو نگاه كردند و شدي بحث داغ دنيا و وسوسه هاي جورواجور به سمتت آمد، آن وقت وفادار ماندن به چيزهايي كه با آن عشق مي كني، هم شيرين است و هم سخت!
- جوك هايي كه در موردت مي سازند را شنيدي؟
¤ هر چند وقت يك بار با بچه ها دور هم جمع مي شويم و يا اقوام همسرم مي آيند و هرچي جوك شنيده اند برايم مي گويند.
- به تو برهم مي خورد؟
¤ آره، اينقدر برمي خورد كه از خنده مي تركم!
- چيزي هست كه حسين رضازاده از آن بترسد؟
¤ چند سالي هست كه پيدا شده!
- چند سال؟
¤ 2-3 سال مي شود!
- يعني دقيقا از وقتي كه ازدواج كردي؟!
¤ آفرين، زدي به هدف!!
- ساكن تهراني يا اردبيل؟
¤ دوزيستم
- آخرين فيلمي كه در سينما ديدي؟
¤ زياد سينما نمي روم.
- چرا؟
¤ مردم نمي توانند در آن صورت درست و حسابي فيلم شان را ببينند. چون دائما از من عكس و امضا مي خواهند.
- سينما كه موقع پخش فيلم تاريك مي شود؟
¤ تاريكي سينما در برابر تابلو بودن هيكلم سوسك است.
- به وزنه برداري ايران بعد از حسين رضازاده هم فكر كردي؟!
¤ آره، البته آن روز نزديك نيست ان شاءالله!
- آن روز دور، وزنه برداري ما مي خوابد؟
¤ نه به هيچ وجه. همين الآن در همين اردبيل نيروهاي جوان و تازه نفسي را مي بينم كه شك ندارم روزي بهتر از من خواهند درخشيد.
- يك انتقاد از يك نفر؟
¤ گله مي كنم از بنده خدايي كه فيلم يكي از اردوهاي ما را در بازار پخش كرد. فيلم چيز خاصي نداشت اما شخصي بود و بچه ها كه راضي نبودند!
- نسل سوم را مي بيني؟
¤ هرازگاهي، ولي آن صفحه اي كه با من مصاحبه كرده بودي و تيترش را هم زده بودي «در نقش رستم بازي مي كنم» را چسبانده ام روي درب كمدم!
- حرف آخر؟
¤ از رهبر و همه مردم عزيز ايران بابت دعاهاي خيرشان تشكر مي كنم و از همه شان التماس دعا دارم.
- چه خبر از آبگوشت؟!
¤ يخ زد!پيدا كردنش خيلي سخت بود؛
اينقدر سخت كه به خودكشي بيشتر شباهت داشت، اما تلاش براي گپ و گفت با قوي ترين مرد جهان اگر آخرش تماس برقرار شود و مشترك موردنظر به هزار و شيشصد تا كار جز تلفن جواب دادن مشغول نباشد، به خودكشي اش مي ارزد!
مصاحبه ما يك روز پس از بازگشت حسين رضا زاده به ايران صورت گرفت، يعني شنبه! يعني روزي كه معمولاً در چنين روزهايي قهرمان ها، پيراهن قهرماني را آويزان چوب لباسي مي كنند و به كيف و حال و استراحت و اوپن سيتي خود مي پردازند. تازه، كيلومترها آن طرف تر از پايتخت و در شهر ترك زبانان اردبيلي!
به اقرار خود حاج حسين، زنگ موبايل اش وقتي به صدا درآمد كه قصد داشت تلفنش را خاموش كند و به اتفاق اهل بيت بنشيند پاي سفره ناهار!
حالا اينكه چرا قهرمان شماره يك دنيا تماس ما را به ناهار مشتي و مفصل خودش ترجيح داد و چراحاضر شد عليرغم گرسنگي شديدي كه خودش مي گفت دارم از صبح تحملش مي كنم و عليرغم صداي غرغر اطرافياني كه هرچند دقيقه يك بار توي گوش پهلوان سيخ مي كردند كه بيا و بخور، باز هم صداي كنجكاو پشت گوشي را سركار نگذاشت، همه و همه اينها بر مي گردد به همان مرام با حال اين مرد كه ما توي سرتاسر اين مصاحبه جستجويش كرديم!
ZOOM
عكس رهبر را موقع مدال گرفتن، مسئولين تيم بهت دادند يا خودت خواسته بودي؟
از تهران به همه گفته بودم كه من روي سكو عكس آقا را بالاي سر خواهم برد تا همه بفهمند حسين رضازاده سرباز سيدعلي است!
وزنه بعدي ات چند كيلويي خواهد بود؟
ان شاءالله در پكن ركورد جديد ثبت خواهم كرد و روزي هم 500 را خواهم زد.
تو مثل اينكه رژيمت تغيير نمي كند؟
آبگوشت مدرن ترين غذاي دنياست.
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 16:30  توسط امير علي متين
|